عاقبت
آزاد
روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی را کنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟ سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند! نظرات شما عزیزان:
با سلام خدمت شما دوست عزیز،اگر می خواهید آمار وبلاگ و سایتتان را بالا ببرید همین الان در سایت هیتس ثبت نام کنید و با استفاده از کد کوپن هایی که هدایای ما به شما هستند 300 امتیاز رایگان کسب کنید و شروع به افزایش آمار خود کنید.این کد های محدود هستند پس عجله کنید تا دیگران زودتر از شما از این کدها استفاده نکرده اند.
برخی از کوپن های امروز: 3333333333333333 4444444444444444 5555555555555555 ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــ کامنت گذاری آنلاین در وبلاگ ها با بلاگــ لیچ
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید. وبلاگ من مو ضوع خاصی ندارد ضمن تشکر از دیدار شما عزیز میهمان امیدوارم مطالب وبلاگ مورد توجه و استفاده شما قرار بگیرد و از بیان نظرات خود در راستای بهبود آن دریغ نفرمائید. آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |